سولدوز



حسنلو سولدوز قاراپاپاق نقده


ژن های زاده کانادا و  چولو» *های زاده صحرا

نویسنده: محمد تقی افتخاری

بار دیگر خبر آمد نورسیده فرخنده فالی از جنس آقازاده‌ها یا سلبریتی ها را پدر و مادر آینده نگرش، شتابان از این سرزمین کهن به دیار خوشبختان رسانده اند تا تولد مبارکش، با تعلق و ملیت و هویتی نو قرین گردد. ای بار نیزچون همیشه، دلدادگان آن دیار آرمانی  رشک بردند و بسیاری دیگر آزرده و دل چرکین شدند که مگر این کهن بوم و بر را چه شده که برای نزول اجلال دلبندان بدین عالم فانی، در دیار غربت کرور کرور خرج می کنند و  تفاخر هم می نمایند.البته این بار واکنش ها پررنگتر شد چرا که، پدر این نو رسیده، ایران ایران بسیار می کرد به همان سان که بسیاری اسلام اسلام زیاد می کنند و شاید هم آن کار دیگر نیز،البته بگاه خلوت. و کودکانه گمان می برند در عصر مجازی هنوز مرزی مانده است میان خلوت همگنان با جلوت همگان.  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

جیلو جولو

روسها از سال 1229 تبریز را اشغال کرده بودند یعنی قبل از جنگ جهانی اول و همچنان تا آخر جنگ جهانی به اشغال خود ادامه دادند، ولی آنان ارومیه را در زمان جنگ و سلدوز را با تاخیر، در سال 1334 اشغال کردند زیرا همانطور که گفته شد سلدوز قبلاً در دست عثمانیها بود. روسها پس از آنکه خط آهن خود را از جلفا به تبریز و نیز از جلفا به بندر شرفخانه کشیدند، شبانه بندر حیدر آباد را گرفته و به عثمانیها حمله کردند، در پایان جنگ هنگامی که روسها ارومیه را تخلیه می‌کردند اسلحه و مهمات زیادی به ارامنه و جیلوها می‌دهند، حتی بندرهای غربی و جنوب غربی دریاچه از آنجمله بندر حیدر آباد را شبانه به آنان تحویل داده و می‌روند. 



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]


قاراپاپاق قره پاپاق سولدوز نقده سلدوز قاراپاپاخ رضوی

آیت الله حاج شیخ عباسقلی رضوی سولدوزی

حاج شیخ در گوشة دنجی از باغ بزرگ مشرف به خانه‌اش ساختمانی به نام باغ اطاقی » رو به باغات و مناظر جالب و دلکش بنا کرده بود. بالکن طبقه دوم باغ سرای» وی میعادگاه علما، ون و سادات از اقصی نقاط آذربایجان و مدرسة تربیت طلاب بود. 



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

اسناد قاراپاپاق قره پاپاق سولدوز سلدوز بزچلو بورچالی نقده

حاج نجفقلی خان امیرتومان و سران قاراپاپاق

در تاریخ ایران ایل بزرگ بزچلو را از زمان هجوم افاغنه به ایران و اشغال اصفهان، یک ایل شیعه مذهب می‌شناسند. اما جای تعجب است که در بیشتر منابع مربوط به ایلات و عشایر ایران یعنی در هر جا که نام قاراپاپاق آمده (که البته در منابع خیلی کم اشاره شده است) بدنه مردم قره پاپاق را سنی مذهب و تنها رؤسای‌شان را شیعه مذهب نوشته‌اند و براستی معنای ادعائی (مثال) یک بام و دو هوا در این موضوع مصداق پیدا کرده است. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

 

قاراپاپاق قره پاپاق سولدوز نقده سلدوز قاراپاپاخ


سران ایل ابتدا تکلیف‌شان را با مالکین افشاری حل کردند، بدین ترتیب:
همانطور که گفته شد، بالاخره هر قسمت از جلگه که با علائم جغرافی طبیعی مشخص می‌شد، دارای نامی بود، قرار بر این شد که زمینهای زراعتی (یا شبه زراعتی) افشارها در تمامی منطقه محفوظ بماند و در آینده به تناسب زمینهائی که قره پاپاق‌ها احیاء و آباد می‌کنند در تناسب دانگ» قرار گیرد، به عنوان مثال: اگر شخصی از افشار یا یکی از خانواده‌های افشاری 10 طناب زمین در قسمتی از منطقه داشته باشد، پس از آنکه مهاجرین جدید باقی زمینها را احیاء کردند و زمینهای روستا را به 60 طناب رساندند در این صورت یک دانگ از روستای مذکور از آن شخص افشاری و باقی آن از آن مهاجرین جدید خواهد بود. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

روستای نقده سولدوز

روستاهای مس سلدوز قبل از آمدن قاراپاپاق، از غرب به شرق: علی آباد، آلاگؤز (آلاگؤز علیای امروزی) بچنلو، نقدای (نوجه ده) آق قلعه، ورمه زیار، گلوان، جرت آباد، محمد شاه، خلفه لو، بهراملو، و شاید یکی دو روستای دیگر. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها